السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

490

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

عمرى به ضميمهء سكنى و رقبى عنوان بابى مستقل و كوچك در بسيارى از كتابهاى فقهى است . و از احكام آن در اين باب سخن گفته‌اند . حكم : عمرى از عقود مشروع و لازم است و متعلق آن هر عينى است كه بهره گيرى از آن با بقاى عين ممكن باشد از قبيل مسكن ، ابزار ، اثاث و وسيلهء نقليه . از اين رو ، گفته‌اند : آنچه وقفش صحيح است عمراى آن نيز صحيح خواهد بود . بنابر اين ، عقد عمرى به لحاظ متعلق اعم از سكنى است ؛ زيرا متعلق سكنى خصوص مسكن مىباشد . 1 ايجاب و قبول : عقد عمرى ، همچون ديگر عقود نياز به ايجاب و قبول دارد ؛ چنان كه ساير شرايط عمومى عقدها در آن جارى مىشود ( - - ) عقد ) . ايجاب در عقد عمرى با هر لفظى كه از نظر عرف بيانگر مفاد آن باشد تحقق مىيابد ، مانند « أعْمَرتُكَ » يا « أسكَنتُكَ هذهِ الدارَ مدّةَ حَياتى » يا « مُدّةَ حياتِك ؛ اين خانه را در مدت حيات خودم يا در مدت حيات تو به تو دادم يا تو را در اين مدت در آن اسكان دادم » و يا « جَعَلتُ لَكَ هذهِ الدارَ فى حياتِك ؛ اين خانه را در مدت عمرت براى تو قرار دادم » . البته بنابر قولى كه مىگويد : اگر ايجاب متضمن لفظ سكنى باشد ، سكنى خواهد بود نه عمرى ، عقد عمرى با لفظ سكنى منعقد نمىشود . قبول نيز با هر لفظى كه بيانگر پذيرش مفاد ايجاب باشد ، محقق مىشود . بنابر قول به جريان معاطات ( - - ) معاطات ) در عقود ، ايجاب و قبول فعلى نيز كفايت مىكند . آنچه دربارهء لزوم عقد سكنى ، شرط بودن قصد قربت و قبض در آن ، بيان شد در عمرى نيز جارى است ( - - ) سكنى ) . احكام : چنانچه عقد عمرى مقيد به عمر مالك باشد ، حق استفاده از عين در مدت حيات وى از آنِ كسى خواهد بود كه عمرى براى او قرار داده شده است و با مرگ مالك ، عقد باطل و عين به وارثان او منتقل مىشود ؛ اما اگر عقد مقيد به عمر طرف مقابل باشد ، وى در مدت حيات خود مىتواند از عينى كه براى او قرار داده شده ، بهره ببرد و